بسم الله
چکیده ی مقاله ی «تبیین تفاوت تحلیل گفتمانی میشل فوکو و علامه مطهری از ماهیت انقلاب اسلامی ایران»
اگر فایل اصلی مقاله مورد نیاز بود به بنده ایمیل بزنید.
دکترحامد حاجی حیدری[1]
محمّدوحیدصافی اصفهانی[2]
چکیده:
به عقیدهی بسیاری از اندیشمندان معاصر، انقلاب اسلامی ایران نه تنها یک انقلاب مردمی و فرآوردهای از خیزش یک ملت برای تشکیل حکومتی نو با کارویژههای نوین است، بلکه نهضت اسلامی-شیعی ایرانیان در سال 1979 میلادی (1357 هجری شمسی) را میتوان نقطهی شروعی برای یک ایدئولوژی جدید در عرصهی فکری و فرهنگی بشر دانست که این ایدئولوژی در ساحات مختلف اجتماعی و سیاسی میتواند گزارههای جدیدی را به مکاتب اندیشه ای دنیا عرضه کند. از همین رو در جهان معاصر شاهدیم که یکی از دغدغههای اصلی اکثر اندیشمندان اجتماعی و سیاسی را موضوع انقلاب اسلامی ایران به خود اختصاص داده است و یکی از مهمترین و به نامترین این اندیشمندان میشل فوکو است. فوکو نوع نگاه خاصی به چیستی و ماهیت انقلاب اسلامی دارد و البته به این نوع نگاه نقدهای فراوانی وارد است و با واقعیت ماهیت این انقلاب تفاوتهایی دارد. در این نوشتار سعی بر این است که با استفاده از روش تحلیل گفتمان، تفاوت فهم فوکو و رهبران انقلاب اسلامی ایران از ماهیت این انقلاب تبیین گردد و از آنجایی که رهبران انقلاب تاکید بلیغی بر علامه مطهری به عنوان رهبر فکری و اندیشهای آن کردهاند، مطهری به عنوان دیگریِ گفتمانی فوکو در تحلیل انقلاب اسلامی برگزیده شده است.
واژگان کلیدی:
میشل فوکو، تحلیل گفتمان انقلاب اسلامی، روش تحلیل گفتمان، فوکو وانقلاب اسلامی، نقد فوکو، علامه مطهری
برچسب:
نویسنده: بنیامین اسدیپور